خوب دی که تموم شد اما هنوز ژانویه تموم نشده و من می تونم بنویسم راجع به امسال که بزرگتر شدم و اصلا احساسش نکردم که چه جوری امد و رفت .
خدایا شکرت
همین
Friday, January 02, 2004
خوب سال نو میالدی هم از دیشب شروع شد . مبارک باشه
نمی دونم امسال که شروعش با خوردن دوازده دانه انگور بود به جای دعا کردن چگونه خواهدبود...
نمی دونم.... سااهای پیش که دعا کردم و آرزو چی شد ... که امسال بشه !!!! اصلا شایدچون سالهای پیش می خواستم نمی شد و امسال که نمی خوام بشه خدا رو چه دیدی. ..........
........... به هر حال من که خودم رو دادم دست خدا.............
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
اینروزها تنبل شدم، بی حوصله شدم ، و من که می مردم توی دفترم بنویسم همش میگم برای بعد حالا این بعد چی میشه خدا می دونه به فول یکی باید یه کوزه بخرم و بعداهات رو بریزم توش تا یادم نره........... ولی خوب شاید بعدا تونستم بگم چه می دونم ......
خدایا شکرت
همین
نمی دونم امسال که شروعش با خوردن دوازده دانه انگور بود به جای دعا کردن چگونه خواهدبود...
نمی دونم.... سااهای پیش که دعا کردم و آرزو چی شد ... که امسال بشه !!!! اصلا شایدچون سالهای پیش می خواستم نمی شد و امسال که نمی خوام بشه خدا رو چه دیدی. ..........
........... به هر حال من که خودم رو دادم دست خدا.............
&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&
اینروزها تنبل شدم، بی حوصله شدم ، و من که می مردم توی دفترم بنویسم همش میگم برای بعد حالا این بعد چی میشه خدا می دونه به فول یکی باید یه کوزه بخرم و بعداهات رو بریزم توش تا یادم نره........... ولی خوب شاید بعدا تونستم بگم چه می دونم ......
خدایا شکرت
همین