Wednesday, February 11, 2004

.آزادی و آزاد بودن تصور حقیقی زندگی من هست. کلمه ای که تمام عمرم را تا بحال به پایش داده ام
آزادی از بند اسارت قلبم و مغزم
آزادی از اسارت بودن با تو و خودم .
آزادی از اسارت هر اسارتی .
گفتی معنایش را نمی دانم!!!
آری درست بود........
معنایش را در همه وجودم پنهان کرده بودم و خودم آزادی را در قلبم به اسارت گرقته بودم.
اما، امروز آ زادش کرده ام از اسارت ...
از ذره ذره وجودم بیرونش آورده ام و به چهره رنجور و خسته اش نگاه می کنم .
اما ، با تمام قدرتم نمی توانم چشم به آن چشمان تیزش بیاندازم و یا حتی ذره ای از تیرهای چشمش را دفع کنم.
امروز ... من شده ام نشانه آزادی !!!!!!!
و اینبار این آزادی است که مرا به رگبار بسته و حکم آزاده بودنم را در دادگاه اسارت تایید کرده است.